تبلیغات

Get your own Chat Box! Go Large!

::: منبع كد آهنگ :::

شعرو ادبیات - بهترین هدیه برای روز معلم
شعرو ادبیات

درباره وبلاگ
جستجو
آخرین نوشته ها
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار سایت



بهترین هدیه برای روز معلم
هدیه روز معلم


نویسنده: فاطمه حسنی

هوا كم كم داشت تاریك می شد. عاطفه پشت پنجره نشسته بود و به كوچه نگاه می كرد. دیگر وقت رسیدن بابا بود. بله درست حدس زده بود، بابای خودش بود كه داشت از سركوچه می آمد. خوشحال شد و وقتی در را به رویش باز می كرد با لبخند به پدر سلام كرد. پدر با دیدن لبخند دخترش، او را بوسید و گفت: عاطفه جان، امشب كه پول توجیبی ات را بگیری می توانی هدیه ای را كه می خواستی بخری. عاطفه از اول عید امسال همه عیدی ها و پول تو جیبی هایش را جمع كرده بود. زیرا تصمیم داشت به خاطر روز معلم برای آموزگار خود هدیه ای بخرد تا با این كار از زحمت هایی كه معلم برای او می كشید تشكر كند. عاطفه امسال به كلاس اول رفته بود و خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود. او این روزها خیلی خوشحال بود كه می تواند خیلی از چیزهایی را كه پدر و مادرش می خوانند، بخواند. او معلمش را خیلی دوست داشت. قرار بود فردا وقتی از مدرسه برگشت، همراه مادرش برای خریدن هدیه به بازار بروند. عاطفه امروز خیلی خوشحال بود و لحظه شماری می كرد كه زنگ مدرسه به صدا درآید و تعطیل شود تا او به خانه برود . موقع زنگ تفریح با دوستش زهره همبازی شد و بعد هم ماجرای هدیه ای را كه قرار بود برای معلمش بخرد با خوشحالی برای دوستش تعریف كرد. اما زهره برعكس عاطفه كه خوشحال بود ناراحت شد و سرش را پائین انداخت، اما حرفی نزد. عاطفه كه متوجه ناراحتی دوستش شده بود با خود فكر كرد چرا زهره باید از هدیه دادن من به خانم معلم ناراحت شود ! بهتر دید كه علت این ناراحتی را از خود زهره سوال كند ، به همین خاطر رو به دوستش كرد و پرسید : زهره ، تو از حرف من ناراحت شدی؟ زهره نگاهش كرد و گفت: من هم خانم معلم مهربانمان را خیلی دوست دارم. دلم می خواهد در روز معلم به او هدیه بدهم ، اما ... اما ... عاطفه گفت: اما چی ؟ زهره گفت : خودم پول ندارم ، مادرم هم گفته كه همه حقوق این ماهش را به صاحبخانه مان داده است . عاطفه خواست بگوید : پس پدرت ... كه یك مرتبه یادش آمد كه زهره پدرش را چند سال پیش از دست داده است. عاطفه از اینكه جلوی دوستش درباره هدیه حرف زده بود پشیمان شد و احساس كرد كه خودش هم برای مشكل دوستش غمگین شده است. وقتی مدرسه تعطیل شد عاطفه دیگر مثل قبل خیلی هیجان برای رفتن به خانه را نداشت. توی راه به فكر زهره بود و نمی دانست برای او چه كاری می تواند انجام دهد تا از این ناراحتی بیرون بیاید. اگر همه بچه های كلاس و خود او در روز معلم هدیه هایشان را روی میز خانم معلم می گذاشتند، حتما زهره بیشتر غصه می خورد. وقتی عاطفه به خانه رسید، ماجرای زهره را برای مادرش تعریف كرد. مادر پس از شنیدن حرف های دخترش گفت: ناراحت نباش دختر عزیزم، من یك فكری دارم كه فردا، هم تو و هم زهره خوشحال شوید. عاطفه گفت: چه فكری؟ مادرش گفت: بلند شو لباس های مدرسه ات را دربیاور و لباس های بیرونت را بپوش تا با همدیگر به بازار برویم. عاطفه با تعجب به مادر نگاه كرد، اما مطمئن بود كه مادرش فكرهای خوبی در سر دارد. به همین خاطر او را بوسید و گفت: چشم مامان خوبم. طولی نكشید كه عاطفه از اتاقش بیرون آمد و گفت : مامان من حاضرم . وقتی دو تایی به بازار رسیدند، مادر برای خانم معلم هدیه ارزانتری خرید و توانست با پول های عاطفه 2 تا هدیه بخرد كه هم ارزانتر بودند و هم با ارزش تر . مادر به عاطفه گفت: دخترم ، ارزش هدیه به قیمت آن نیست، عاطفه خیلی خوشحال شد. صبح فردا به خانه دوستش رفت و قبل از اینكه بچه های دیگر را ببیند، هدیه زهره را به او داد تا به معلم بدهد. بالاخره روز معلم فرا رسیده بود و دانش آموزها خیلی خوشحال بودند كه می توانند از معلم خود تشكر كنند. عاطفه و زهره هم شاد و خندان هدیه هایشان را در دست گرفته بودند و احساس می كردند امروز بیشتر از هر روز دیگری با هم دوست هستند. خانم معلم وقتی كادوهای دانش آموزان را می گرفت از آنان تشكر كرد وبا خوشحالی به آنها گفت: بچه های دلبند من،با ارزش ترین هدیه روز معلم برای من، درس خواندن و دانا شدن شماست.
    
    
    دوستت دارم معلم
    
    حتما` شما دانش آموزهای نازنین امروز دسته گل و هدیه به دست به مدرسه رفته اید . آفرین به شما . پس می دانید كه امروز چه روزی است . بله ، امروز روز معلم است . بچه های خوب در این روز بزرگ و دوست داشتنی با هدیه ای كه به معلم های مهربان خود می دهند، به او می گویند كه قدر محبت های آنها را می دانند و دوستشان دارند. این هدیه می تواند یك شاخه گل قشنگ و خوشبو باشد و آموزگار مهربان با دیدنش گل لبخند بر لب هایش شكوفه بزند. راستی ، هیچ وقت از خودتان پرسیده اید كه چرا معلم خود را دوست دارید و روز معلم را به او تبریك می گویید ؟ حتماً به خودتان گفته اید كه چون او خیلی مهربان است. بله ، كاملاً درست است . اما مهربانی معلم یك جور خاصی است . معلم به دانش آموز محبت نمی كند تا فقط محبت كرده باشد بلكه او با مهر خود ، نور دانایی را در قلب كوچك دانش آموز روشن می كند. درست به همین خاطر هم معلم را همیشه شبیه شمع می دانیم كه به اطراف خود نور علم و آگاهی می دهد. امروز را به همه معلم های خوب و مهربان تبریك می گوییم و ازصمیم قلب به آنها می گوییم : دوستتان داریم و روزتان مبارك .
    





شنبه 5 اردیبهشت 1388 توسط ابو ذر





META http-equiv=Content->Language content=en-us>

من یك به دنبال با سن با كد شهر
تا

Created By Mi2nam.blogfa.com

۩۞۩ کدهای جاوا۩۞۩

::: منبع كد آهنگ :::

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس